اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

929

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

اين چنان است كه مصطفى عليه السلام گفت پيش از آنكه از نبوت خويش آگاه شد ، چون اعلام و تأثيرات نبوت ديد گفت : ان الا بعد لشاعر او مجنون ، و وى صلى الله عليه از هر دو منزه . چنان كه خداى گفت عز و جلّ : وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ ، و نيز گفت : ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ، و اگر اين دعا از پس آن كرده باشد كه ورا نبوت آمده باشد ، تأويل آن است كه هرچند خبر نبوت آمده بود خبر آمنى كردن نيامده بود . و از خداى عز و جلّ به خبر خداى عز و جلّ آمن توان گشتن . چون خبر آمد كه آمن كردم بيش اين دعا نكرد . و مر اين را از اين نيكوتر تأويلى هست كه مراد از اين دعا اولاد باشد نه وى ، و لكن هرچند ورا از اين جنايت آمنى بود خود را اندر ميان اولاد افگند تا دعاى ورا اندر اولاد به بركت وى جواب آيد . اين‌چنان است كه خداى عز و جلّ مر مصطفى را صلى الله عليه امر كرد : وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ . و ذنوب مصطفى صلى الله عليه خود مغفور بود كرده و ناكرده ، به قول خداى عز و جلّ : لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ، و مغفور را به استغفار حاجت نيايد و لكن با همين ورا فرمان آمد ، چون عاصيان را [ از ما ] بخواهى خويشتن را در ميان افگن تا به بركت تو ايشان را بيامرزيم . و بر اين معنى از عبد الله بن عباس رضى الله عنه خبر است گفت : هر كرا [ 24 ب ] به خداوند عز و جلّ حاجتى باشد بر پيغامبر صلى - الله عليه صلوات بايد دادن . باز حاجت ببايد خواستن ، باز ديگر بار صلوات بايد آوردن ؛ از بهر آنكه خداى عز و جلّ در رحمت بگشايد مر صلوات را . چون اول و آخر در گشاده باشد حاجت اندر ميان به طفيل روا گردد . و اما اهل حقيقت مر اين اصنام را غير اين تأويل نهادند : قالوا عبادة الاصنام مساكنة الاعواض و مطالعة الاعراض ، اين به معنى آن خبر است كه پيغامبر عليه السلام گفت : الشرك اخفى فى امتى من دبيب النمل على الصفاء فى الليلة الظلماء . اين شرك زنار بستن نيست و جز ترا بينم و نه بجز تو اميد داريم و نه از جز تو بترسيم . يعنى : از غير حق ترسيدن است يا با غير حق آراميدن است . و اين بر